تبليغاتX
تحقیقی , آموزشی , مدیریت دانلود

تحقیقی , آموزشی , مدیریت دانلود

 ۱۰۰۰مرتبه، 900 جمله عاشقانه را در 800 جاي مختلف به 700 زبان، پيش 600 نفر تکرار کردم. 500 نفر، 400 بار آنرا به 300 زبان در 200 برگ ترجمه کردند. آنرا 100 بار براي تو در 90 روز، روزي 80 دقيقه خواندم. 70 جمله را نو 60 بار در 50 روز، روزي 40 بار براي خودت تکرار کردي. 30 بار آنرا آموختي و پس از 20 ساعت، 10 بار از تو 9 سوال کردم. 8 مرتبه به 7 سوال آن 6 بار در فاصله 5 دقيقه جواب دادي. 4 مرتبه تو را در 3 جاي مختلف دعوت کردم. 2 ساعت از تو خواهش کردم تا 1 مرتبه گفتي: دوستت دارم


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 88/07/17 توسط علی

 امشب

 

 

 

امشب گریه میکنم .

گریه میکنم برا تو برای خودم برای تموم اونایی که خواستن گریه کنن نتونستن.

 برا ی تمام اون چیزی که خواستی ونبودم خواستم وبودی.

 امشب گریه میکنم به وسعت دریا به وسعت بیشه به وسعت دل عاشق.

برای تو...برای تو....و به پاس احترام تمام تحقیرهایی که از دیگران شنیدم وهنوز شکست نخوردم


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 88/06/31 توسط علی


موجیم و وصل ما، از خود بریدن است
ساحل بهانه‌ای است، رفتن رسیدن است

تا شعله در سریم، پروانه اخگریم
شمعیم و اشك ما، در خود چكیدن است

ما مرغ بی پریم، از فوج دیگریم
پرواز بال ما، در خون تپیدن است

پر می كشیم و بال، بر پرده‌ی خیال
اعجاز ذوق‌ها، در پر كشیدن است

یا هیچ نیستیم، جز سایه ای ز خویش
آیین آینه، خود را ندیدن است

گفتی مرا بخوان، خواندیم و خامشى
پاسخ همین تو را، تنها شنیدن است

بی درد و بی غم است، چیدن رسیده را
خامیم و درد ما، از كال چیدن است

قیصر امین پور

ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 88/06/31 توسط علی

عشق دانی که سرآغازش چیست ؟

امتداد دو نگاه

 

یکی از عمق دل و قعر وجود ، آن یکی بعد سجود

 

آن زمانی که دو چشمت ،  پیله خواهش را به وجودم تابید

 

ودر آن ظلمت و تاریکی شب ،

 

جاده ای روشن را در فراسوی افق دید زدم

 

و تو آن یاور دیرینه من ، که در آن جاده سبز

 

هم نوا با دل سودا زده ام  ، پا به اقلیم عدم می نهی و می گذری

 

چشم من خیره به دنبال تو کز غور وجود

 

با دو دستی که به مهر آغشته است ، سوی من آیی و با نغز کلام

 

دل سرگشته و حیرانم را نزد خود می خوانی

 

آه ای یاور من

 

یاد آن روز که در سایه آن سرو  بلند ، سخنت بشنودم

 

تو به من گفتی ار آن چشمه نور، تو به من گفتی از آن کاخ بلور

 

گفتی آن چشمه نور ، چشم بر راه تو است

 

گفتی آن کاخ بلور، خواهد آن روز رسد که توأش پادشهی

 

من شنیدم که بگفتی اندرون دل تو، جایگاهی است تهی از برای دل من

 

من دلم اندر کف ، آمدم چشمه نور ، آمدم کاخ بلور

 

آمدم تا که بر آن مسند عشق پادشاهی بکنم

 

در درون دل من ،سبدی بود پر از گل محبت و صفا

 

لیک گلهای سبد اندر آن جایگه ظلمانی که توأش کاخ بخواندی

 

همگی پژمردند ، همگی افسردند

 

دیگر از آن همه گلهای قشنگ ، اثری باقی نیست

 

حال دیگر حتی ، اشکهای من هم ،  چاره مردگی آنها را نتوانند کنند

 

تو در آن به اصطلاح کاخ بلور

 

در کنار آن همه چشمه نور

 

سبد پرگل من را بردی                                                    

 

خنجر حسرت را تا به ته بر جگرم  بنشاندی

 

در خیالت این است که دلم را بردی

 

لیک نزدم مردی


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 88/01/21 توسط علی

ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم ....

 

ای امید و آرزوی من ، دنیای من دوستت دارم.... ای تو به

 

زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران

 

بهار دوستت دارم.... ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این

 

دل پاره پاره ام دوستت دارم.... ای تو آرامش وجودم ، همه

 

بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم.... ای تو

 

طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم.... ای تو

 

عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم....

 

دوستت دارم و خواهم داشت ای که تو لایق این دوست

 

داشتنی ..... عاشقت می مانم و خواهم ماند ای که تو لیلی

 

این دل دیوانه ای.... به خاطرت جانم را ، زندگی ام را ،

 

فدایت می کنم ، نثارت میکنم ...... دوستت دارم که چشمهایم

 

را قربانی نگاهت میکنم .... اگر می گویم که دوستت دارم از

 

ته دلم می گویم ، از تمام وجودم می گویم! باور کنی ، باور

 

نکنی یک کلام! دوستت دارم......... به خدا خیلی دوستت دارم


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/12/18 توسط علی

 •*¨HAPPY VALENTINES XOXOXOX ♥ ღ ♥♥♥ ´¸.•*¨Hugs ¨).♥ღ ♥ ღ ♥♥♥ ♥ღ ♥♥♥ .♥ Kisses ¨).♥ღ ♥ ღ ♥♥♥ ♥ღ ♥ .♥ ¨).♥ღ ♥ ღ ♥♥♥ ♥ღ ♥♥♥ .♥Take care !!! ¨).♥ღ ღ ¨).♥ღ ♥ ღ ♥♥♥ ♥♥♥ .♥ Valentine Smile On Valentine s Day we think of those Who make our lives worthwhile, Those gracious, friendly people who We think of with a smile. ´¸.•*¨HAPPY VALENTINES XOXOXOX ♥ ღ ♥♥♥ ´¸.•*¨Hugs ¨).♥ღ ♥ ღ ♥♥♥ ♥ღ ♥♥♥ .♥ Kisses ¨).♥ღ ♥ ღ ♥♥♥ ♥ღ ♥ .♥ ¨).♥ღ ♥ ღ ♥♥♥ ♥ღ ♥♥♥ .♥Take care !!! ¨).♥ღ ღ ¨).♥ღ ♥ ღ ♥♥♥ ♥♥♥ .♥ I am fortunate to know you, That s why I want to


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/11/26 توسط علی

.....من به صدق دل و گفتار و رفتارم

از مكانى دور تو را به محبت ميخوانم و مى ستایم

و تو نيز از اين فاصله دور

با دورى خودت مرا به آرامش دعوت ميكنى

هر دو اينها محبت است

ولى هم وزن و هم قافیه نيستند

تو آرامش مرا در بى وجودى خود ميدانى

من آرامش خود را در وجود تو مى بينم،

پس مرا انديشه در نيك و بد نمانده است

اين باغ و بوستان را افتی بگرفت

چه طبيب باشد و چه نباشد

اين آفت كار خودش را دنبال كرد.

.....................................................

مهر تو بهاى خون من شد

قهر تو به قتل جان تن من شد

ماندم به ميان مهر و قهرت

دل زنده به گور در كفن شد


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/11/06 توسط علی

دوباره دلم هوای تو را کرده است

 

 

دوباره دلتنگت شده ام و دلم گرفته است !

 

 

برایم بگو از عشق , تا آرام شود دلم , من که جز تو

 

کسی رو ندارم 

 

برایم درد دل کن تا دیگر احساس دلتنگی نکنم !

  

در کنارم باش تا احساس تنهایی نکنم , من که تنها

 

تو را دارم.

  

دلم نمیخواهد احساس بی کسی کنم!

 

 

مدتیست که چهره ماه تو را ندیده ام , لحظه های

 

دور از تو بودن را تحمل کرده ام

 

  

و از تو شکایتی نشنیده ام !

 

  

دوباره دلم هوای تو را کرده است , دلی که به خیال تو

 

تنها نشسته است !

  

در انتظارم , بی قرارم , راهی جز تحمل کردن ندارم !

 

  

ای زندگی شاهد باش که قلب عاشقم در عذاب است ,

 

 

یارم در کنارم نیست و همیشه چشمهایم از

 

دلتنگی اش گریان است !

  

 

ای زندگی شاهد باش که همیشه به یادش هستم ,

 

در گوشه ای می نشینم و چشم انتظارش هستم !

  

 

ای زندگی شاهد باش که عاشقتر از من کسی نیست ,

  

 

اگر روزی او نباشد جای من در این دنیا نیست !

 

  

ای زندگی شاهد باش که تمام لحظه هایم به او

فکر می کنم ,

 

  

ثانیه ها رو می شمارم تا صدایش را بشنوم !

 

  

دوباره دلم هوای تو را کرده است !

 

 

 دوباره قلبم به امید تو تنها نشسته است !


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/10/25 توسط علی

کدامين چشم عاشق خواهـــد آمد
بــــراي غصــــــــــه هاي تو ببـــارد ؟
و دستــــي که بروي زخم قلبـــــــت
به رسم عاشقـــي ، مرهـــم گذارد

کدام عاشق پس از من خواهد آمد
که در آغــــــــــــــــوش او آرام گيري
برايش دردهايت را نگــــــــــــــــويـي
و او از چشمــــــــــــهاي تو بخوانـــد
چه کــــس بي مهريت را تاب دارد ؟
چه کس دارد توان زخـــــم خوردن ؟
کداميـــن دل تمام زخـــــــــــم ها را
به پاي امتحـــــــــــــانش مي گذارد
تمام حرف هايم بغـــــــض هستنـــد
نمـــــــــي دانم ببــــــــارم يا نبــــارم
دلم سنگــــــــــــــين ابر غصه توست
ولي اينبـــــــــــــــــــار دل نايي ندارد
نميدانم شنيدي هستـــــــــــي من ،
هر آنچه داشتـــــــــــم از دست رفته
و يا اينکه دل آواره هــــــــــــــــر شب
به يادت سر به صحرا ميگــــــــــــذارد
شنيدي گم شدم در بي کسـي ها ،
کسي حتي خبر از من نـــــــــــدارد ؟
هميشه سهم يک عاشق همين است
بســـــــــــــــازد با غم و تنهـــــــــا بماند
اگر تو خواستـــــــــــي روزي ببينــــــي
چه مانده از دلـــــــــم بعد از وداعــــت
بپـــرس از باد سرگردان ، گمانــــــــــم
نشــــــــــانم را فقــــــــط آن بـــاد دارد
بدان روزي ، شبي ، کم خواهــي آورد
دلم را در کنـــــــــــــــارت نازنينــــــــــم
و آنگاه است قلبــــــــــــت تا بيايـــــــم
تمام لحظه ها را مي شــــــــــــــــمارد

ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/08/22 توسط علی
اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم
به تو آري ، به تو يعني به همان منظر دور
به همان سايه ، همان وهم ، همان تصويري
به همان زل زدن از فاصله دور به هم
به تبسم ، به تکلم ، به دلارايي تو
به نفس هاي تو در سايه سنگين سکوت
شبحي چند شب است آفت جانم شده است
در من انگار کسي در پي انکار من است
يک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگي اش
آه اي خواب گران سنگ سبکبار شده
يک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزيش
رعشه اي چندشبست آفت جانم شده است
آي بي رنگ تر از آينه يک لحظه بايست
اگر اين حادثه ی هر شبه تصوير تو نيست
حتم دارم که تويي آن شبح آينه پوش
آري آن سايه که شب آفت جانم شده بود
اينک از پشت دل آينه پيدا شده است
آن الفباي دبستاني دلخواه تويي
چندوقت است که هرشب به تو ميانديشم
به همان سبز صميمي،به همبن باغ بلور
که سراغش ز غزلهاي خودم مي گيري
يعني آن شيوه فهماندن منظور به هم
به خموشي ، به تماشا ، به شکيبايي تو
به سخنهاي تو با لهجه شيرين سکوت
اول اسم کسي ورد زبانم شده است
يک نفر مثل خودم،تشنه ديدار من است
مي شوديک شبه پي برد به دلدادگي اش
بر سر روح من افتاده و آوار شده
مي توان پل زد از احساس خدا تا دلخويش
اول اسم کسي ورد زبانم شده است
راستي اين شبح هرشبه تصويرتو نيست؟
پس چرا رنگ تو و آينه اينقدر يکيست؟
عاشقي جرم قشنگيست به انکار مکوش
آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود
و تماشاگه اين خيل تماشا شده است
عشق من آن شبح شاد شبانگاه تويي


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/08/16 توسط علی

 

شریفترین دلها دلی است که اندیشه آزار کسان در آن نباشد.

 

شاید ثمره کلام دلنشینی را که امروز بر زبان می آورید فردا بچشید (. گاندی )

 

بخشش فقط زمانی ممکن می گردد که ما بتوانیم دیگران را بشناسیم و به عیبهای خودمان اعتراف کنیم و بدانیم که ما نیز به همان اندازه امکان اشتباه کردن داریم.

 

قربونت برم خدا چقد رغریبی روی زمین.  

 

رفیقان،دوستان دهها گروهند،که هر یک در مسیرامتحانند گروهی صورتک برچهره دارند،به ظاهردوست،اما دشمنانند!.

 

با آنها که ازتو عقب ترند صبور باش ... چرا که موجب میشوند تو بهتر به نظر برسی.

 

تو نمی توانی مطابق میل بقیه زندگی کنی. این روشی نیست که برای تو خوشحالی و آسایش درونی به ارمغان آورد.( وین دایر ).

 

در نبرد بین انسانهای سخت و روزهای سخت، این انسانهای سخت هستند که می مانند نه روزهای سخت....

 

بعضی از انسانها عیبهای خود را با دوربین و عیبهای دیگران را با ذره بین نگاه می کنند.

 

هیچ کس بدون اینکه بخواهد، نمی تواند حال دیگری را درک کند. درک کردن فقط از سعی و تلاش حاصل می شود.( وین دایر).

 

بهتر است به خاطر آن چیزی که هستی ازتو متنفر باشند تا اینکه به خاطر چیزی که نیستی دوستت داشته باشند.

 

هیچکس نمی تونه به قلبش یاد بده که نشکنه...! ولی من تونستم به قلبم یاد بدم... وقتی که شکست... لبه های تیزش دست اونی رو که اونو شکسته نبره .....

 

طوفان با همه خشمش ، نمی ماند ؛ دریاست که همیشه پا برجاست......

 

دنبال نگاهها نرو چون می تونن گولت بزنن، دنبال دارایی نرو چون کم کم افول می کنه ، دنبال کسی باش که باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یک لبخند میشه یه روز تیره رو روشن کرد ، کسی رو پیدا کن که تو رو شاد کنه......

 

فاتحانه تسلیم میشویم در مقابل نگاه بی قرار کودکی معصوم که شاید داخل آن کهنه پاکتهای دستش صحبتی باشد از امید رسیدن به مراد دل میان روزهای گنگ ونا معلوم !.....


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/08/11 توسط علی

____________$$$$$ unn
___$$_________$$$ unn
__$$$$_______$$$___$$$$$ unn
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$ unn
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$ unn
$____$$$$_$$$$_$$$ unn
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$ unn
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$ unn
___$$$$$$$$$$$$$$$$$_____$$$ unn
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$ unn
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$ unn
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$ unn
$___$$$$___$$__$$$$___$$$ unn
____$$$_____$$___$$$____$$ unn
____$$______$$$___$$$____$ unn
____$$_______$$____$$$ unn
____$________$$$____$$ unn
____ _________$$$____$ unn
_____________$$$
_____________$$$
____________ $$$
____________$$$
___________$$$
_________$$$$$
________$$$$$.•*..*•. .•. .•*..*•. .•.
______ $$$$$

گمان کردم که او عاشق ترین عاشق در این دنیاست

گمان کردم که غمخواری برای یک دل تنهاست

از عشق خود به من میگفت از عاشق ها سخن میگفت

از اشکی داغ وآتشزن همیشه چشم او پر بود

ولی افسوس همه از عشق گفتنها تمام گریه کردنها تظاهر بود

همه عاشق نوازی هاتمام صحنه سازی هاتظاهر بود

به خود گفتم دوباره بخت یارم شود

به خود گفتم که پایانی برای انتظارم شود

به خود گفتم دوباره نوبت فصل بهارم شود

ولی افسوس همه از عشق گفتنها تمام گریه کردنها تظاهر بود

همه عاشق نوازی هاتمام صحنه سازی ها تظاهر بود....تظاهر بود .....تظاهر بود... .


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/08/11 توسط علی

 

                                   من امشب زیر باران گریه خواهم کرد  

                                             در این تنهایی و خلوت   

                                      در این بیهودگی های پر از ابهام

                             در این خلوت سرای حسرت و اندوه

                                     نمی دانی چه بی تابم

                            نمیدانی چه مشتاقم،ببینم روی ماهت را

                                    من امشب  گریه خواهم کرد

                           من امشب زیر باران تو را فریاد خواهم کرد

                           من امشب بغض را در سینه خواهم کشت

                          و بی پرواتر از دیروز ، تو را فریاد خواهم کرد

                                      تو را فریاد خواهم کرد. 


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/08/11 توسط علی
هر موقع خواستي از كسي جدا بشي يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي براي هميشه خدانگهدار، شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينكه منتظر بمونه
------------------------------------
گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم
-----------------------------
قلب مهربانت مثلثي را مي ماند در درياي عشق
مرا در خود كشيدي برموداي من !!!

------------------------------------
عشق حقیقی مثل روح است افراد زیادی درباره ی آن صحبت میکنند ولی تعداد کمی محدودی آن را دیده اند.
-----------------------------
مثل شقايق زندگى كن:كوتاه اما زيبا
مثل پرستو كوچ كن:فصلى اما هدفمند
مثل پروانه بمير:دردناك اما...عاشق
 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
وقتی پایان داستان
دستان مهربان تو نباشد
بگذار قصه گو هر طور كه می خواهد
داستان را ادامه دهد

--------------------

به نام خدا خالق انسان .
به نام انسان خالق غم ها .
به نام غم ها به وجود اورنده ي اشك ها .
به نام اشك تسكين دهنده ي قلب ها .
به نام قلب ها ايجاد گر عشق
و به نام عشق زيباترين خطاي انسان
---------------------------
لذت عشق ؛ زمانی که آن را نثار میکنید بیشتر از زمانی است که دریافتش میکنید!!!

--------------------------

بزرگترین افسوس آدمی این است که حس می کند می خواهد اما نمی تواند، و به یاد می آورد زمانی را که می توانست اما نمی خواست

----------------------------

تا زماني كه به فردا اميدواري اقتدار ازان توست.انچه كه كرم ابريشم انرا پايان دنيا مي پندارد در نظر پروانه اغاز زندگيست
 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
مهم نيست كه چند بهار در كنار هم زندگي كنيم،مهم اين است كه يادمان باشد عمرمان كوتاه است .
در پايان زندگي،خيلي از ما خواهيم گفت:
كاش فقط چند لحظه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب به هم نگاه كنيم !

---------------------------------------
در مصر شوریده ای بود و می گفت : در طریقت اگر عاشقی در غم عشق بمیرد عجب نیست . عجب آنست که در سوز عشق یک روز زنده بماند.

--------------------------------------
محبت مثل يك سكه ميمونه كه اگه بيفته تو قلك قلب ديگه نميشه درش آورد اگرم بخواي درش بياري بايد اونو بشكني!!!
----------------------------------
اگه دزد بودي اولين چيزي كه از من مي دزدي چي بود؟؟ براي همه بفرست جوابهاي جالبي مي گيري ..... ولي اول جواب منو بده باشه؟
--------------------------------------
هوس بازان کسي را که زيبا ميبينند دوست دارند اما عاشقان کسي را که دوست دارند زيبا مي ببنند
 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 

اي کاش که معشوق ز عاشق طلب جان مي کرد، تا که هر بي سرو پايي نشود يار کسي !!!
---------------------------------
حرفهايي هست براي نگفتن و ارزش عميق هر كسي به اندازه ي حرفهايی است كه براي نگفتن دارد و كتاب هايی نيز هست براي ننوشتن و من اكنون رسيده ام به آغاز چنين كتابي...
----------------------------------------
قاب عكستو زدم جاي ساعت ديواري
از اون موقع به بعد تو شدي تمومه لحظه هام . . .
---------------------------------
من بی تو یک بوسه ی فراموش شده ام؛ یک شعر پر از غلط؛ یک پرنده ی بی آسمان؛ یک نسیم سرگردان؛ یک رویای نا تمام
-----------------------------------------
آنچه تو سالها صرف ساختنش ميكني، شخصي ميتواند يك شبه آنرا خراب كند،با اين حال سازنده باش
 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
آخرين تکه قلبم را به پروانه اي دادم که رنگ پرهايش سوي ديدن را از من گرفت ، به او دادم چون از تمامي چيزهاي دور و برم پاکتر بود ، حتي آبي تر از حوض آبي كلبه ي تنهايي ام ...
-----------------------------------------------------------------------
کاش غرورم را که در پستوی سادگی ام پنهان بود می يافتی، اما تو این سادگی را بهانه ای قرار دادی برای در هم شکستن غرورم..
-------------------------------------------------------------------------------------------------
توی زندگیت هرگز اخم نکن چون ممکنه یه نفر فقط به لبخند تو زنده باشه..
------------------------------------------------------
تا روزي كه رفتي مي پنداشتم عشق همه اش شيريني است! اما آن روز چشمانت به من آموخت كه با آخرين نگاه است كه اولين رنج آغاز مي شود..
---------------------------------------------------------------------------
تو را براي وفاي تو دوست مي دارم، و گرنه دلبر پيمانه شكن که فراوان است..
-----------------------------------------------------------
اگر بوي گلي را دوست نداري لا اقل شاخه هايش را نشكن ..
 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
کاش هرگز در محبت شک نبود
تک سوار مهربانی تک نبود
کاش بر لوحی که بر جان دل است
واله تلخ خیانت هک نبود
--------------------------------------------
آسمون وقف نگاهت گل من
مانده ام چشم به راهت گل من
هر کجا هستی و باشی گویم
که خدا پشت و پناهت گل من
--------------------------------------------
دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من؟
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من!
--------------------------------------------------
دوستی مثل ایستادن روی سیمان خیسه!
هر چی بیشتر بمونی رفتنت سخت تر میشه،
و اگه رفتی جای پاهات برای همیشه می مونه..

ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/05/08 توسط علی
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
 می روم شاید فراموشت کنم
 با فراموشی هم آغوشت کنم
 می روم از رفتن من شاد باش
 از عذاب دیدنم آزادباش
 گر چه تو تنهاتر از من می روی
 آرزو دارم ولی عاشق شوی
 آرزو دارم بفهمی درد را
 تلخی بر خوردهای سرد را
 
اي معني انتظار،يك لحظه بايست.
ديوانه شدن،به خاطرت كافي نيست !
يك لحظه بايست فقط يك جمله بگو تكليف دلي كه عاشقش كردي چيست ...! ؟

ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/03/28 توسط علی

یک روز می بوسمت
فوقش خدا منو میبره جهنم!
فوقش می شم ابلیس!
اون وقت تو هم به خاطر اینکه یه ابلیس تو رو بوسیده جهنمی می شی!
جهنم که اومدی من اونجا پیدات می کنم!
و دور از چشم خدا هروز می بوسمت!
وای خدا چه بهشتی می شه جهنم!


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/03/14 توسط علی
یک پنجره برای دیدن

یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن

یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــ ــی

در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــ ــــــــــــــد

و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــ گ

یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــی را

از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــم

سرشار می کنـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــد

و می شود از آنجــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــا

خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــرد

یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ـــــــ ـ*ـ*ـ*ـ*ـــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــت

*ــــــــــــــــــــــــ?? �ــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ـــــــــــــــــــ?? �ــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــــ?? �ـــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ـــــــــــــــــــــ?? �ــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــــ?? � *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ـــــــــــــــــــــ?? �ــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــــ?? �*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــ?? �ـــــ*

*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــــ?? �ــــ*

*ــــــــــــــــ*

*ــــــ*

*
__________________


پای سگ بوسید مجنون خلق گفتندش چه سود ؟ گفت این سگ گاگاهی کوی لیلی رفته بود

ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/03/14 توسط علی
 

tandis

دور میشم از تو آروم مثل گذشتن از خواب

آرومتر از پرواز یه شبنم زیر آفتاب

آروم مثل نسیمی که میگذره از چمن

میگذرم از کنارت همدم محبوب من

دور میشم از پیش توآهسته اما خسته

حالا که بوسه خواب روی چشات نشسته

حالا میرم که مهتاب اسم تورو صدا کرد

دست پر از تمنات دست منو رها کرد

سیاه ترین خاطره تو قصه تو بودم

تو شعله ور تر از عشق

من از سرما سرودم

توجلوه طلوعی ای همصدای خوبم

منو به سایه بسپار من همدم غروبم من همدم غروبم

آروم میرم مبادا رفتنمو ببینی

با چشمای پر از اشک سر راهم بشینی

دیگه وقتی نمونده تو دل این شب تار

میسپارمت به خاطر برای آخرین بار

سیاه ترین خاطره تو قصه تو بودم

تو شعله ور تر از عشق

من از سرما سرودم

توجلوه طلوعی ای همصدای خوبم

منو به سایه بسپار من همدم غروبم من همدم غروبم


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/02/13 توسط علی

 

tandis

میـــــــدانم این روزهـــا پر از دلتنـــــگی منی!
خودخـــــواهی نمیــــکنم بـــــاور کـــن مـــن از تو لبریزتر از دلتنـــگی ام
 و تنـــها امیـــد دســـت های تنـــهای مـــــــــن ،نفســهای گـــرم تـــوست
 که مــــرا گرم میکند
 و مـــن ایــنجا ، فقـــط شــعر میـــخوانم تـــا تــو بیــــایی و مــن هـــــم
وصــال را تصـــور کنم...
 اینـــجا ، شـــب ها هنـــوز هــم بــا خـــاطره ندیـــدنت خوابــم را بهبود میدهم
وچـــــشم به راه تــــــو هستــــم تا وقتـــی می آیـــــی
 گـــل هـــای سرنــکشیده در قلـــبم را بپـــایت پرپر کـــنم
 و منتــظرم
تا صبـــحی بــیاید تــو را ببـــینم و دســـتان زخمی از تنــهاییت را
 با بوســه هایم مـــداوا کنــــم.
 بـــاور کــــنی یا  نه دیـــگر چه فرق میــــکند؟
 مـــن تنــها مــسافر جامـــانده از زمانـــم تا اینجا بمــانم و تورا بــــه
 بهشتی بی غصه بدرقــــه کنم.

میــــــدانم تا تو هستـــی سراچه کوچه دلم غرق نوری عجیب میشود
 و من کنار تو خواهـــــم مـــــاند و تاهمیشه ستـــاره ها را
 بیــــــــــــــــــدار خواهــــــــم کرد.

ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/02/13 توسط علی
در اخرین لحظه دیدار به
چشمانت نگاه کردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو یا بی تو بهاریست
همان لبخندی که توان را
از من می ربود بر لبانت
زینت بست.
و به ارامی از من  فاصله
گرفتی بی هیچ کلامی.
من خاموش به تو نگاه می کردم
و در دل با خود می گفتم :ای کاش تو
 لحظه ای فقط لحظه ای  می اندیشید که
اسمان بهاری یعنی ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهانی
و این جمله ،جمله ای
بود بدتر از هر خواهش
برای ماندن و تمنایی
بود برای با او بودن
www.hamtaraneh.com
می خواهم از تو
بی بهانه
گذر کنم
پیله ات
از دیوارهای آهنی
سخت تراست
دیگر سرانگشتان نحیفم را
یارای ریسیدن
ابریشم های آهنی نیست
از کاویدن وجودت
برای ذره ای محبت خسته ام
دراین معدن غرور
ذره محبتی نیست
نگاهت عشق را ِز یادم می برد
آه که در چشمانت
کمی مهربانی نیست
جنس قلبت
سنگ خارا
خشم تو
چون خشم دریا
وای ازاین خشم
به دریا
هیچ ماهی نیست
این همه بهانه را
در گوشت نخواهم خواند
می دانم برای شنید نش
شنوا گوشی نیست
می خواهم از تو
بی بهانه
گذرکنم...
tandis

ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/02/13 توسط علی
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند
   
و تماشای تو زیباست اگر بگذارند
.
دل آواره من این همه آواره مگرد
 
                 خانه دوست همینجاست اگر بگذارند        
Beating Heart
 
من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم
            
 
عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند.
 
غضب آلوده نگاهم مکنید ای مردم
                
 
دل من مال شماهاست اگر بگذارند
Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/02/10 توسط علی
 

هنوزم در پی اونم  که می شه عاشقش باشم  

مث دریای من باشه منم چون قایقش باشم  

 

هنوزم در پی اونم که عمری مرحمم باشه  

شریک خنده و شادی رفیق ماتمم باشه  

 

هنوزم در پی اونم که عشقش سادگی باشه  

نگاههای پر از مهرش پناه خستگیم باشه  

 

می گن جوینده یابندس ولی پاهای من خستس  

من حتی با همین پاها می رم تا حدی که جا باشه

 

هنوزم در پی اونم که اشکهامو روی گونم  

با اون دستهای پرمهرش  کنه پاک و بگه جونم بگه جونم

 

نکن گریه منم اینجام  بزار دستهاتو تو دستام

تو احساس منو می خوای منم ای وای ترو می خوام  

 

خدایا عشق من پاک درسته عشقی از خاک  

منم اون عاشق خاکی  که از عشق تو دل چاک


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/02/10 توسط علی

چقدر فاصله اینجاست بین آدم ها
چقدر عاطفه تنهاســت بین آدم ها

کسی به حال شقایق دلش نمی سوزد
و او هنوز شکوفاست بین آدم ها

کسی به خاطر پروانه ها نمی میرد
تب غرور چه بالاست بین آدم ها

و از صدای شکستن کسی نمی شکند
چقدر سردی و غوغاست بین آدم ها

ز مهربانی دل ها دگر سراغی نیست
چقدر قحطی رویاست بین آدم ها

غریب گشتن احساس درد سنگینی ست
و زندگی چه غم افزاست بین آدم ها

مگر که کلبه دل ها چقدر جا دارد؟
چقدر راز و معماست بین آدم ها

چه می شود همه از جنس آسمان باشیم
طلوع عشق چه زیباست بین آدم ها

و کاش صبح ببینم که باز مثل قدیم
نیاز و مهر و تمناست بین آدم ها

بهار کردن دل ها چه کار دشواریست
و عمر شوق چه کوتاست بین آدم ها

به خاطر تو سرودم چرا که تنها تو
دلت به وسعت دریاست بین آدم ها


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/02/10 توسط علی
دل به چشمای تو بستم تو شدی همه وجودم

عشق تو باور من شد با تموم تاروپودم

هرکی اومد سر راهم چشمامو بستم و ندیدم

عکس تو توی دست من بود تورو با دلم خریدم

برای نفس کشیدن عشق تو دلیل من بود

بودن تو پیش چشمام خواب و رویای شبم بود

من همه ترانه هامو واسه چشم تو نوشتم

ندونستم تو غروبی وای چه تلخه سرنوشتم
tandis

ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/02/10 توسط علی
بی‌قرارم
 
می‌خواهم بروم
می‌خواهم بمانم
دارم در ترانه‌ئی مبهم زاده می‌شوم
به نسیما بگو کتابهای کودکان را
کنار گلدان و سوالات هفت‌سالگی چیده‌ام
گونه‌هایم گُر گرفته است
تشنه نیستم
می‌خواهم تنها بمانم
در اتاق را آهسته ببند
شب پیش خواب باران و پائیزی نیامده را دیدم
انگار که تعبیر تمام رفتن‌ها
بازگشتِ به زادرودِ شقایق است
حالا بوی مینار مادرم می‌آید
بوی حنا، هفت‌سالگی، سوال، سفر، ستاره ...
می‌خواهم به بوی ریواس و رازیانه بیندیشم
به بوی نان، به لحن الکن فتیله و فانوس
به رنگِ پونه و پسین کوه
می‌خواهم به باران، به بوی خاک
به اَشکال کنار جاده بیندیشم
به سنگ‌چینِ دوداندودِ اجاقِ تُرنج
ترانه، لَچَک، کودری، چلواری سپید،
بخار نفس‌های استکان
طعم غلیظ قند، رنگ عقیق چای
نی، نافله، نای،
و دق‌البابِ باد بر چارچوب روسواترینِ رویاها!

نگفتمت وقتی که خاموشم
تو در مزن؟
می‌خواهم به رواج رویا و عدالتِ آدمی بیندیشم
می‌خواهم ساده باشم،
می‌خواهم در کوچه‌های کهنسالِ آواز و بُغض بلوغ
به گیسوی بید و بوی بابونه بیندیشم
به صلوة ظهر و سایه‌های خسیس
به خوابِ یخ، پرده‌ی توری، طعم آب و حرمتِ علف.
چرا زبانِ خاموشِ مرا
کسی در لهجه‌های این هم جنوب در نمی‌یابد؟
نه، دیگر از آن پرنده‌ی خیس
از آن پرنده‌ی خسته ... خبری نیست
روی دیوارِ آن سوی پنجره
کسی با شتاب چیزی می‌نویسد و می‌رود.
امروز هم کسی اگر صدایم کرد
بگو خانه نیست
بگو رفته است شمال
می‌خواهم به جنوب بیندیشم
می‌خواهم به آن پرنده‌ی خیس، به آن پرنده‌ی خسته ...
به خودم بیندیشم ...!
گاهی اوقات مجبورم حقیقتی را پس گریه‌های بی‌وقفه‌ام پنهان کنم
همین خوب است ...
همین خوب است!

ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/01/04 توسط علی

sms عاشقانه - عشق چیست

از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است.

از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد.

از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت…

گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان.

از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپاي love است .

از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است .

از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد.

از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که پایان ندارد

ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 87/01/01 توسط علی
مي داني در اين جهان كسي هست
كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند
وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد ،
مهم نيست كه او مال تو باشد ،
مهم اين است كه فقط باشد :
زندگي كند ، لذّت ببرد
و نفس بكشد
ادم يه روز دنيا مياد
يه روزي از دنيا ميره
کسي که عاشق نباشه
تنها مياد تنها ميره

بي وفا شد چو پايبندش شدم از من جدا شد به اه اشک من خنديد و خنديدفغان اين دل ديوانه شد
 
شما اي دوستان اکنون بدانيد گناه من گناه بيگناهيست


کتاب سرنوشتم را بخوانيد تمام هستيم غرق تباهيست به هر جا ميرويد اين جمله را بگوييد که راه عاشقان راه جداييست.


بابام گفت : عشق کشکه ... ! منم جواب دادم : زندگي هم اشه ... بدون کشک بي مزه ميشه !!!


زندگي سخت نيست ما سختش مي كنيم *عشق قشنگ نيست ما قشنگش مي كنيم *دل ما تنگ نيست ما تنگش مي كنيم *دل هيچكس سنگ نيست ما سنگش مي كنيم *
اي که مي پرسي نشان عشق چيست...
عشق چيزي جز قلب زيباي تو نيست...

هميشه همان که فکر مي کني مي ماند... از همه زودتر مي رود ...!!!



تمامه بوسه ها
و نوازشها
مي دانستند که :
دستهاي تو ويران خواهد شد


بس که ديوار دلم کوتاه است
هر که از کوچه تنهايي من مي گذرد
به هواي هوسي هم که
سرکي مي کشدو مي گذرد...

زندگي مثل يه قاصدك هست كه اگه نگيريش خيلي ساده و راحت از تو ميگزره ، و به فكر تو نيست كه حسرت رفتنش و ميخوري


سوگند را ساختيم تا سوگند ياد کنيم که عاشق بمانيم .... با سوگند شروع مي کنيم ، با اميد ادامه مي دهيم و آرزو داريم با وصال ختم شود .... سوگند مي خوريم به زيبايي عشق پاک که دل از هم نگيريم ، که لحظه اي از ياد يکديگر غافل نشويم ، که براي هم باشيم و به ياد هم ، که دوست داشتن را از ياد نبرده و با آمدن هر سپيده و شروع هر روز به ياد يکديگر چشم به جهان بگشاييم .... و در آخر سوگند به عشق که در غم و شادي با هم باشيم و شريک هم ...


چقدر فراموش کاريم ........
فاصله خيلي چيزها ، خيلي اندک است ......مرز ميان خيلي چيزها حتي از تارمويي هم نازکتر است .....
و من اين روزها زندگيم پرشده از اين مرزهاي نامرئي .......
مرز ميان سلامتي و بيماري ، مرز ميان محبت و بي تفاوتي ...
مرز ميان گل لبخندي و شبنم اشکي ....مرز ميان همه چيز بودن و هيچ شدن ....مرز شعف وشور يا غم
مرز ميان شروع و پايان ......
مرز ميان مرگ و زندگي........
من اين روزها در تحيرم از اين همه ابهامي که ميان اينهاست ، همچون رنگهايي که آرام آرام به رنگي ديگر بدل مي شوند
تنها زماني مي فهمي که رنگ ديگر نمايان شود ، زماني که حريم موهوم شکسته شود و تو از يکي بگذري .....روزگار غريبيست نازنين !. .........اين روزها شده ام ناظر .......ناظربر همه اين اعجازهاي پنهان ، که گاهي حتي باورشان دشوار مي نمايد ......
يكي بود يكي نبود ،يكي موند يكي نموند
 از پس آنهمه انتظار ،آنهمه بي قراري ،آنهمه صبوري تنها با ظهور ناگهان ديدگانت در ثانيه اي روشن دانستم كه آمدي .
ديشب خواب ستاره اي آشنا در مدار هميشه انتظار ديدم .
لحظه اي آمد . كنارم نشست نگاهم كرد وخنديد و بعد مثل تمام ستاره هاي عجول اين سالها از حوالي مرطوب خوابهايم گريخت.
چقدر شبيه ستاره ها شدي .........
ديگر نميخواهم كلمه اي حتي از گريه ي گاه به گاه امير زاده اي بشنوم كه اعجاز بوسه اش بر طلسم هزار ساله ي خفته زيبا از تبار همين ستاره هاي سرزمين آمد و بر خلاف پايان قصه مادربزرگ هيچگاه روشن مهرباني در دست هاي هميشه ايثارش آرام نگرفت .
به خدا كليد تمام شعرهايم در دست توست . گفتم دوستت دارم همين واژه بي تكلف تمام اعصار.گفتي تلقين اين حس نافرجام سكوت كردم .
گفتي صداي دوست داشتن نا بهنگامت شيشه ظريف تنهايي ام را مي خراشد سكوت كردم گفتي سقف شكو ناز من بلند و دست لرزان تو كوتاهست سكوت كردم نمي دانم چرا هر وقت گريه ميكنم چشمهايم پر از تكرا آيينه مي شوند .
گوشي را بر ميدارم تنها تكرا شماره توست كه ميگويد زنده ام هنوز......(دستگاه مشترك مورد نظر خاموش است) آه.................
فراموش كرده بودم ديوار حوصله تو براي شيطنت كودكانه من بلند است .
حالا بايد بروم نميدانم به كجا شايد به يكي از روزهاي زلال هفت سالگي ام و تو ......................
تو كه از جنس آرزوهاي مني هرگز باور كن كه من تسليم ساده ي سرنوشت خويش نيستم ،و باور كن كه حاضر نيستم عطرنجيب تو را لحظه اي حتي با تمام ستارگان ماندگار اين آسمان مبادله كنم .
فقط يادت باشد كه تو بودي كه چهره خسته ي من و روشن كردي و مثل گل نيلوفر به تمام زندگي ام پيچيدي و مرا به شوق ديگر مژده دادي .
یادم باشه که یادت بیارم که یادم بندازی که یادت بمونه یاد بگیری به یاد بیاری که همیشه به یادتم و یادت هیچ وقت از یادم نمیره ،این رو یادت باشه، یادت نره دوستت دارم
Yadet bashe ke be yadet biyaram ke yadam bendazi ke yadet bemoone yad begiri be yad biyari ke hamishe be yadetam va yadet hich vaght az yadam nemire , in ro yadet bashe , yadet nare dooset daram
***************************

اي وجود با وجوي كه وجوده بي وجودم ز وجوده با وجودت به وجود آمده است دوست دارم وقتي داري فكر مي كني دارم به چي فكر مي كنم فكر كني دارم به تو فكر مي كنم
Ey vojoode ba vojoodi ke vojoode bi vojoodam ze vojoode ba vojoodat be vojood amade ast doost daram vaghti dari fekr mikoni daram be chi fekr mikonam fekr koni daram be to fekr mikonam.
***************************

مردم اشتباهات زندگي خود را روي هم مي ريزند و از آن غولي مي سازند که نامش تقدير است
Mardom eshtebahate zendegi khod ra rooye ham mirizand va az an ghooli misazand ke namash taghdir ast
***************************

هميشه فکر کن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني. پس سعي کن به طرفه کسي سنگ پرتاب نکني چون اولين چيزي که ميشکنه دنياي خودته ……
Hamishe fekr kon to ye donyaye shishe e zendegi mikoni. Pas say kon be tarafe kasi sang partab nakoni choon avalin chizi ke mishkane donyaye khodete ….
***************************

زندگي قصه مرد يخ فروشي است که ازاو پرسيدند: فروختي؟ گفت: نخريدند،تمام شد… !
Zendegi gheseye marde yakh forooshist kea z oo porsidand forookhti? Goft: nakharidand , tamam shod …!
***************************

عبور بايد كرد و رهنمون افقهاي دور بايد شد
Oboor bayad kard va rahnemoon ofoghhaye door bayad shod
***************************

عين حماقت است كه معتقدباشي به تو راست مي گويد ، در حالي كه خود مي داني اگر جاي اوبودي ناچار دروغ مي گفتي .
Eyne hemaghat ast ke motaghed bashi be to rast migooyad , dar hali ke khod midani agar jaye oo boodi be nachar doroogh migofti.
 ***************************

بخشی از بزرگترین نعمت های خدا برای انسان، بی جواب گذاشتن برخی دعاهای اوست.
Bakhshi az bozorgtarin nemat hay khoda baraye ensan , bi javab gozashtan barkhi ۲A haye oost
***************************

خداوند دنیا را کروی آفریده، تا ما قادر نباشیم خیلی جلوتر جاده را ببینیم.
Khodavand donya ra koravi afraide ta ma ghader nabashim kheyli jolotar jade ra bebinim
 ***************************

گذشته را در آغوش بگير، اما در آن زندگي نکن
Gozashte ra dar aghoosh begir , ama dar an zendegi nakon
شب بود و شمع بود و من بودم و غم
شب رفت و شمع سوخت و من موندم و غم
Shab boodo sham boodo man boodamo gham
Shab rafto sham sookhto man moondamo gham
***************************
اي شمع آهسته بسوز كه شب دراز است ، اي اشك آهسته بريز كه غم زياد است
Ey sham aheste besooz ke shab deraz ast , ey ashl aheste beriz keg ham ziyad ast
***************************
عشق ورزيدن را ازکويربياموزيم که دريا بودنش را به آفتاب بخشيد
Eshgh varzidan ra az kavir biyamoozim ke darya boodanash ra be aftab bakhshid
***************************
وقتي تو رو از دست دادم، اشكي نريختم! چون تموم اشكهام رو براي بدست آوردنت ريخته بودم
Vaghti to ro az dast dadam ashki narikhtam ! choon tamoom ashkham ro baraye bedast avordanet rikhte boodam
***************************
آنقدر از زندگي دلتنگو دلگيرم كه روزه مرگه خود را جشن مي گيرم
Anghadar az zendegi deltango delgiram ke rooze marge khod ra jashn migiram
***************************
بي كس ترين آدم كسي است كه كسي را ندارد تا بر بي كسي اش اشك بريزد
Bi kas tarin adam kasist ke hasi ra nadaread ta bar bikasiash ashk erizad
***************************
آهنگ خوش سه تار تقدیم تو باد
آرایش گلهای بهار تقدیم تو باد
گویند که عشق هدیه پاک خداست
این هدیه هزار بار تقدیم تو باد
ahange khoshe ۳tar taghdime to bad
arayesh golhaye bahar taghdime to bad
gooyand ke eshgh hedye pake khodast
in hedye hezar bar taghdime to bad
***************************
روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو روزي که دلت به ديگري مايل شد کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو
Roozi ke delam pishe delat bood gero dastane mara sakht feshordi ke naro.roozi ke delat be digari mayel shod kafshan mara joft nemoodi ke boro
***************************
براي رسيدن به خوشبختي لحظه ها را سپري كرديم غافل از آنكه خوشبختي ما در لحظه هاي سپري شده بود
Baraye residan be khoshbakhti lahze ha ra separi kardim ghafel az onke khoshbakhti ma dar lahzehaye separi shode bood
پدر عشق بسوزد كه سوزاند جگرم
دوست دخترم مادر شد و من هنوزم پسرم
Pedar eshgh besoozad ke soozand jegaram
doost dokhtaram madar shodo man hanoozam pesaram.
***************************
قدر دست هايم را بيشتر دانستم و قدر چشم هايم را و تازه فهميدم چه شكوهي دارد ايستادن بر روي دو پا آن لحظه كه به زمين خوردم!!!
Ghadre dasthayam ra bishtar danestam va ghadre cheshmyayam ra va taze fahmidam che shokoohi darad estadan bar rooye ۲pa , an lahze ke be zamin khordam!
***************************
آنگاه که ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس ميکني ؛ به خاطر بياور که زيبايي شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است
Angah krzarbe haye tishe zendegi ra bar risheye arezoohayat hes mikoni , be khater biyavar ke zibayi shahab ha az shekastan ghalbesetaregan ast.
***************************
دستانم بوي گل ميداد ، به جرم چيدن گل مرا گرفتند اما هيچکس فکر نکرد شايد كه گلي کاشته باشم !؟
Dastanam booye gol midad , be jorme chidan gol mara gereftand. Ama hich kas fekr nakard shayad ke goli kashte basham !?
***************************
عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )
Eshgh , sepide dam ezdevaj ast va ezdevaj shamgahe eshgh
***************************
عشق در لحظه اي پديد مي آيد ، دوست داشتن در امتداد زمان ، اين اساسي ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است
Eshgh dar lahze e padid mi ayad , doost dashtan dar emtedad zaman , in asasi tarin tafavot miyane eshgh va doost dashtan ast.
***************************
آموزگار پرسيد عشق چند بخش است؟ گفتم: يک بخش.
ولي وقتي ترا شناختم فهميدم عشق سه بخش دارد: ۱-عطش ديدنِ تو. ۲-شوق با تو بودن. ۳- اندوه بي تو بودن.
Amoozgar porsid eshgh chand bakhsh ast? Goftam yek bakhsh .
Vali vaghti to ra shenakhtam fahmidam ke eshgh ۳bakhsh darad. Atashe didane to . shoghe ba to boodan . andoohe bi to boodan.
***************************
قلب خانه اي است با دو اتاق خواب در يكي رنج و در ديگري شادي. نبايد زياد بلند خنديد و گرنه رنج در اتاق ديگري بيدار مي شود. (فرانسيس كافكا)
Ghalb khane e ast ba ۲otagh khab . dar yeki ranj va dar digari shadi .nabayad ziyad boland khandid vagarna ranj dar otaghe digar bidar mishavad.
***************************
بر سنگ مزارم بنويسيد آزرده دلي خفته در اين خلوت خاموش
زاده غم بود و ز غمهاي جهان گشته فراموش
Bar sange mazaram benevisid azorde deli khofte darin khalvate khamoosh
zadeye gham boodo ze ghamhaye jahan gashte faramoosh
وقتي خاطره هاي آدم زياد ميشه ديوار اتاقش پر عکس ميشه اما هميشه دلت واسه اوني تنگ ميشه که نميتوني عکسشو به ديوار بزني (S A S A)
vaghti khaterehaye adam ziyad mishe divare otaghesh pore aks mishe ama hamishe delet vase ooni tang mishe ke nemitooni aksesho be divar bezani
***************************
شيشه ها فاقد احساس هستند اما وقتي بر شيشه بخار گرفته اي نوشتم دوستت دارم آرام گريست
shisheha faghed ehsas hastand ama vaghti bar shisheye bokhar gerefte e neveshtam doostat daram aram gerist
***************************
خنده ي تلخ من از گريه غم انگيزتر است ، كار من از گريه گذشتست به آن مي خندم
khandeye talkhe man az gerye gham angiztar ast , kare man az gerye gozashtast be an mikhandam
***************************
آنچه را دوست داري بدست آور وگرنه مجبور مي شوي آنچه را که به دست آورده اي دوست داشته باشي
anche ra ke doost dari bedast avar vagarna majboor mishavi anche ra ke be dast avarde e doost dashte bashi
***************************
اگر چشمان من درياست تويي فانوس شب هايم ، اگر حرفي زنم از گل تويي معنا و مفهومش
agar cheshman man daryast tooyi fanoos shabhayash , agar harfi zanam az gol tooyi manao mafhoomash
***************************
پشت شيشه برف مي بارد در سکوت سينه ام دستي دانه اندوه مي کارد
poshte shishe barf mibarad , dar sokoote sineam dasti daneye andooh mikarad
***************************
من نيز گاه به آسمان نگاه مي کنم به ستاره ها ، نه به همه آنها ، فقط به آنها که به چشمان تو شبيه ترند
man niz gah be asman negah mikonam be setareha , na be hameye anha , faghat be anha ke be chashmane to shabihtarand
***************************
بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد
به هوای هوسی هم که شده سرکی می کشد و می گذرد
 
bas ke divare delam kootah ast , harke az koocheye tanhayi man migozarad
be havaye havasi ham ke shode saraki mikeshado migozarad
***************************
من از زندگي هيچ نمي دانم جز آرزوي مرگ
man az zendegi hich nemidanam joz arezooye marg
***************************
دوست دارم چه توي خواب چه توي مرگ و بيداري
فداي يه تار موهات كه تو منو دوس نداري
dooset daram che toye khab che toye margo bidari
fadaye ye tare moohat ke to mano doos nadari
 
 
هنوز شقايق نشدي ،زنداني زندان دقايق نشدي
وقتي كه مرا از دله خود ميراني يعني كه تو هيچ وقت عاشق نشدي (دوست خوبم نيما)
hanooz shaghayegh nashodi ,zendaniye zendane daghayegh nashodi
vaghti ke mara az dele khod mirani yani ke to hich vaght ashegh nashodi
***************************
اگر ماه بودم به هركجا كه بودم سراغ تو را از خدا مي گرفتم
و اگر سنگ بودم به هركجا كه بودي سر رهگذره تو جا مي گرفتم
اما اگر ماه بودي به صد ناز شايد شبي بر لبه بام من مي نشستي
و اگر سنگ بودي به هركجا كه بودم مرا مي شكستي (نيما)
agar mah boodam be harkoja ke boodam soraghe to ra az khoda migereftam
va agar sang boodam be harkoja ke boodi sare rahgozare to ja migereftam
ama agar mah boodi be sad naz shayad shabi bar labe bame man mineshasti
va agar sang boodi be harkoja ke boodam mara mishekasti
***************************
وقتي ميانه چشم هايت رقبتي نيست ديگر براي دل سپردن فرصتي نيست
بگذار تا عاشق ترين مردم بدانند بين من و دستانت هيچ نسبتي نيست (نيما)
vaghti miyane chashmhayat reghbati nist digar baraye del sepordan forsati nist
bogzar ta ashegh tarin mardom bedanand beyne mano dastanat
***************************
کاش خداوند سه چيز را نمي آفريد
غرور را ، دروغ را وعشق را . تا انسان مجبور نباشد از روي غرور به عشق دروغ بگويد .
kash khodavand ۳ chiz ra nemiafarid
ghoroor ra , dorooghra va eshgh ra. ta ensan majboor nabashad az rooye ghoroor be eshgh doroogh begooyad.
***************************
اگر بدانم که درخواب تو را بیشتر خواهم دید برای همیشه دیدن تو هرگز بیدار نمی شوم
اگر بدانم که مردگان تو را بیشتر خواهند دید برای همیشه دیدن تو قید زنده بودن راخواهم زد
agar bedanam ke dar khab to ra bishtar khaham did baraye hamishe didane to hargez bidar nemishavam
agar bedanam ke mordegan to ra bishtar khahand did baraye hamishe didane to gheyde zende boodan ra khaham zad.
***************************
گل اگر خشک شود ساقه اش مي ماند
دوست اگر جدا شود خاطره اش مي ماند
Gol agar khoshk shavad saghe ash mimanad
doost agar joda shavad khatere ash mimanad
***************************
خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند
حيف من زاده ي امروزم
خدايا جهنمت فرداست
پس چرا امروز مي سوزم
khoshbakhti ra dirooz be haraj gozashtand
heyf man zadeye emroozam
khodaya jahanamat fardast
pas chera emrooz misoozam
***************************
قلبم رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم
چون حالا هر تكه از قلبم تو رو جداگونه دوست داره
ghalbam ro shekasti vali man bishtar az ghabl dooset daram
choon har teke ghalbam to ro jodagoone doost dare
***************************
هیچگاه نگذار در کوهپایه های عشق کسی دستت را بگیرد که احساس میکنی روزي در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
hichgah nagozar dar koohpayehaye eshgh kasi dastat ra begirad ke ehsas mikoni roozi dar ertefa at anra raha khahad kard
شبي پرسيدمش با بي قراري به غير از من کسي را دوست داري
دو چشمش از خجالت بر من افتاد، ميان گريه هايم گفت : آري
Shabi porsidamash ba bigharari begheyr az man kasi ra doost dari
do chashmash az khejalat bar man oftad , miyane geryehayam goft ari
***************************
هر گاه مي گريم تو را در اشکهايم مي بينم، آنگاه اشکهايم را پاک مي کنم تا کسي تو را نبيند.
hargah gerye mikonam to ra dar ashkhayam mibinam, angah ashkhayam ra pak mikonam ta kasi to ra nabinad
***************************
پروانه امشب پر مزن اندر حريم يار من
شايد صداي پرپرت از خواب بيدارش كند
Parvane emshab par mazan andar harime yare man
Shayad sedaye parparat az khab bidarash konad
***************************
درد من حصار برکه نيست، درد من زيستن با ماهياني است که فکر دريا به ذهنشان خطور نکرده!
Darde man hesare berke nist , darde man zistan ba mahiyanist ke fekre darya be zehneshan khotoor nakarde
***************************
من ادعا نمي کنم همواره به ياد کساني هستم که دوستشان دارم ولي مي توانم ادعا کنم لحظاتي که به يادشان نيستم نيز دوستشان دارم
man eddeaa nemikonam hamvare be yade kasani hastam ke doosteshan daram vali mitavanam eddeaa konam lahazati ke be yadeshan nistam niz doosteshan daram
***************************
اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه‌اي را بالا ببري (دكتر علي شريعتي)
agar ghader nisti khod ra bala bebari hamanande sib bash ta ba oftadanat andishe e ra bala bebari
***************************
زرد است كه لبريز حقايق شده است. تلخ است كه با درد موافق شده است .
شاعر نبودي؛ وگرنه مي فهميدي پاييز بهار است كه عاشق شده است. (ونوس)
zard ast ke labrize haghayegh shode ast. talkh ast ke ba dard movafegh shode ast.
shaer naboodi, vagarna mifahmidi paeiz baharast ke ashegh shode ast
***************************
هيچ وقت كسي را نا اميد نكن شايد اميد تنها دارايي اش باشد. (ونوس)
hich vaght kasi ra naomid nakon shayad omid tanha daraeeyash bashad
***************************
هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث ریختن اشک های تو نمی شود. (گابريل گارسيا ماركز)
Hichkas liyaghate ashkhaye to ra nadarad va kasi ke chenin arzeshi darad baese rikhtane ashkhaye to nemishavad
***************************
گر چه بی تو زندگی آهنگ زیبایی ندارد
می روم چون عشق من در قلب تو جایی ندارد
garche bi to zendegi ahange zibayi nadarad
miravam choon eshghe man dar ghalbe to jayi nadarad

ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/11/25 توسط علی
مجموعه كامل براي روز ولنتاين




 

(( SMS هاي مخصوص روز ولنتاين ))



یه روز یه آقاهه میره تو مغازه و میگه: آقا کارتی دارین که روش نوشته باشه “تو تنها عشق من هستی” ؟
فروشنده هم میگه : بله
آقاهه : لطفا 16 تا ازش بدین !!
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دورت بگردم چيست ؟
دايره اي فرضي است كه تا اطلاع ثانوي از فرد مورد نظر حمايت مي كند
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به علت حضور گشت ارشاد در مراسم ولنتاین ، مراسم دیدار خواهران و برادران بصورت جدا در دو نوبت صبح و بعد از ظهر انجا میگردد
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نميگم دوستت دارم
نميگم عاشقتم
ميگم ديونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بيخيال ديونست . . .
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بهترين لحظه، لحظه ايست كه فكر كني فراموشت كردم، بعد 1 اس ام اس از طرف من بياد كه توش نوشته ميميرم برات !
ولنتاینت مبارک !
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
قاب عكستو زدم جاي ساعت ديواري
از اون موقع به بعد تو شدي تمومه لحظه هام . . .
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
عمري با غم عشقت نشستم
به تو پيوستم واز خود گسستم
وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود
تو را ديدم. پرستيدم . شکستم
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بزرگترین آرزوم اینه کوچکترین آرزوت باشم
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی .ولنتاین مبارک
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فکراي قشنگ وقلب کوچيک من
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
My Eyes See U
My Hand Need U
My lips Kiss U
My Mind Call U
My Jan Fadaye U
My Heart Por Az Yade U
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اگه مثل اشک تو چشمام بودي براي نگه داشتنت تا آخر عمر گريه نميکردم
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
از اداره هواشناسي مزاحمتون مي شم ، ببخشيد اگه يه نفر دلش هواي تو رو کرده باشه اونم تو اين روز بايد چي کار کنه؟؟
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دنیا تو
اگه گفتی این یعنی چی؟
یعنی تمام دنیا یک طرف، تو یک طرف!
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
Lopeto biar
.
.
.
.
.
.
.
.
00:03





00:02





00:01





00:00





((((((MUCH))))))


,'*,*,',,'*,'*,


,'*,*',*,


Dooset Daram
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دوثت دارم دوصت دارم دوسط دارم دوثط دارم دوصط دارم دوست دارم. خلاصه همه جوره دوست دارم...
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تازگی ها چقدر چاق شدی! می دونی از کجا فهمیدم؟ چون هر روز جای بیشتری تو قلم باز می کنی
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آرزو مي کنم:
زندگي مال تو….مرگ مال من
راحتي مال تو….گرفتاري مال من
شادي مال تو…..غم مال من
همه مال تو ولي تو مال من
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گاو و الاغ و اردك ، كبریت و گاز و فندك ، جوجه و مرغ و لك لك ، ولنتاینت مبارك
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خون که قرمزه رنگ عشقه / اما اشک که بيرنگه درد عشقه
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اگه با ديدن من غم تو دلت جون ميگيره

ميميرم كه تا ابد قلب تو آروم بگيره
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
Khosh Hal Mishy Age


B





O





K





O


Khosh Hal Shodi ? Fekr Kardy Mikham


B





O





K


Khosh Haltar Bash Chon Mikham


B


O


K


O


N


A


M


E


T


To Ghalbam
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

(( ولنتاين در شهر هاي ايران ))



ولنتاین در اردبیل :

- خديجه : رحيم آقا تو بيلميري امروز چه روزيه ؟
- رحيم : والا فچ ميكنم روز جهاني مبارزه با محيط زيست ! ها؟
- خديجه : يوخ بابا ! امروز ولرم تايمه !
- رحيم : ها ! ولرم تايم نمنه ؟!
- خديجه : بابا تو مجله نوشته بود روز عشگه ! روز ايحساساته ! روز منو شماست !!
- رحيم : شوما كيه ؟؟؟؟؟؟؟
- خديجه : بچه بپر برو اون چاگو رو از اشپز خانه بيار !!

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ولنتاین در رشت :

- ماری : هوووی مرتیکه تو خجالت نمیکشی ؟!
- ممد آقا : خانوم جان حالا چرا عصبانی میشه مگه چی کار کردم ؟
- ماری : چی کار نکردی ؟! میدونی امروز چی روزیه ؟
- ممد آقا : سالگرد افتتاح اولین خانه عفاف ۵ ستاره در رشت به مدیریت شما ! درسته ؟
- ماری : نه الاغ ! امروز وولوون تاینه !
- ممد آقا : آهااااا پس بوگو زرت و زووورت تلفن با شما کار داره قضیه سر چیه !!!
- ماری : به تو ربطی داره ؟
- ممد آقا : نه خانوم جان من گه بخورم !
- ماری : خب کووو کادوت ؟
- ممد آقا : راســـــــــتش خانوم جان شرمنده ... میخواستم برات گردنبند بخرم دیدم عباس آقا خــــریده ! خواستم دستبند بخرم دیدم آقا هوشنگ خریده ... دست رو هر چی گذاشتم یکی از همسایه ها گرفته بود ...
- ماری : نه بابا از تو بخاری بلند نمیشه ! پاشو اون ۳۰ کیلویی رو تکون بده اون موبایل منـــو ور دار بیار یه زنگ بزنم به عباس شام بریم بیرون ...
- ممد آقا : چشم خانوم جان ... من شمارو بعد از خدا به عباس آقا میسپرم ... !!!
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

(( ماجرای ولنتاین... داستان هر سال ))



دو روز قبل از ولنتاين:

- پسر اولی: پسر بازم امسال خل نشی و يه شبه كل حقوق يه ماهت رو براش خرج كنی‌ها!!! از من ياد بگير! هر سال يه هفته قبل از ولنتاين باهاش قهر ميكنم كه خرج رو دستم نيفته! دو روز بعد از ولنتاين هم دوباره بهش زنگ ميزنم و باهاش آشتی ميكنم!!!
- پسر دومی: آخه نميشه كه مهدی جون! حداقل يه دسته گل بايد براش بخرم و شام ببرمش بيرون! اگه امسال گردنبند براش نخرم كه تا دو سال باهام حرف نميزنه! گردنبند بدون گوشواره هم كه خوبيت نداره!

- دختر اولی: ای بخشكی شانس!! ولنتاين رسيد و من هنوز هيچكی رو پيدا نكردم كه خرش كنم تا برام كادو بخره!! امسال خوردم به پيسی!!
- دختر دومی: نگران نباش بابا! ماشالا خر زياده! از من ياد بگير! هر سال دو تا دو تا كادو ميگيرم!! بهت قول ميدم يه خورده زرنگ بازی در بياری تو هم امسال مثل من دو تا كادو ميگيری!

دو روز بعد از ولنتاين:

- پسر دومی: مهدی‌جون راست ميگفتی ها! عجب خريتی كردم!

- دختر دومی: ديدی راست ميگفتم! خر زياده!!!

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

(( روز ولنتاین دخترا و پسرا چه میکند ؟ ))



در بیشتر کشورهای دنیا ، دختر و پسرایی که با هم دوست هستن یک بسته شکلات بهم کادو میدن. همونجور که میدونید شیرینیها باعث ایجاد شادی میشن و شاید علت اینکار هم از قدیما این بوده باشه. اما در ایران معمولا چند شاخه گل، یک عروسک خرس کوچولو ، یه قلب (ازین پفکی ها) و یا چیزی شبیه این هم بچه ها برای همدیگه میخرن. سعی کنید کادویی که میخرید یکمی سلیقه هم توش باشه. همیشه پول خرج کردن راه ابراز عشق نیست. یکمی سلیقه میتونه کادوی شما رو برای کسی که دوستش دارید جذاب تر کنه .
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پیشنهادات ما برای خرید کادو (خطاب به دختر خانم ها)



- پسرها معمولا از عروسک خوششون نمیاد. سعی کن پسرونه فکر کنی.

- اول به تیپش نگاه کن ، بعد براش کادو بخر

- قیمت کادو خیلی مهم نیست. سعی کن یه چیزی برای بخش که بتونه استفاده کنه. البته در حالت عالی یک شاخه گل و یک بسته شکلات کافیه ، اما اگه خواستی کادوی دیگه ای براش بخری گفتم که نگی نگفتی.

- نوشتن یک نامه تو کاغذ بهمراه چند تا گلبرگ گل سرخ خشک شده یا تازه، میتونه خیلی عشقولانه باشه

- اولین آهنگی رو که با هم باهاش خاطره دارین میتونی رو نوار یا CD براش بخری.

- حواستون باشه که شکلاتی که میخرید بیش از 70 درصد کاکائو نداشته باشه.(روی شکلات های خارجی نوشته) شکلات هایی که بیش از 70 درصد کاکائو دارن تلخ و گاهی ترش هستن و برای خوردن با مشـــروبه ! نه چایی. بنابراین همیشه گرون تر بودن دلیل بهتر بودن نیست !!
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پیشنهادات ما برای خرید کادو (خطاب به آقا پسرها)



- اول از همه اینکه یک شاخه گل فراموش نشه لطفا

- از خرید گلهای گلایل و مانند آن که باعث خنده دوست های دوست دخترتون میشه جدا خودداری کنید. گل سرخ و رز کفایت میکنه.

- یک بسته شکلات کوچک ، ترجیحا مغزدار !

- یک بسته جوراب صورتی ، یا قرمز میتونه سورپرایز خوبی برای کادوتون باشه

- بسته بندی کادویی که هدیه میدین خیلی مهمه. این نشون میده که شما چقدر برای دوست دخترتون وقت گذاشتین.

- از خرید عروسک های بزرگتر از قد دوست جونتون جدا خودداری کنید. نمی گید چجوری باید اون عروسک رو ببره خونشون ؟ تازه اگه با ماشینتون هم برسونیدش ، ممکنه یوقت بابایی یا مامانی یه سوالی ازش بپرسه که مجبور شه بگه این عروسک رو مریم جون بخاطر تولد پارسالش بهش کادو داد (که اونام عمرا باور کنن)

- این روزها خرید شمع های خوشگل و رنگی خیلی مد شده. یه دونه شمع هم کنارکادوتون باشه.

- کارت تبریک دست ساز ! این نشون میده که چقدر دوستش دارین و خودتون براش یک کارت تبریک درست کردین. چند تا جمله عاشقانه هم لطفا پشتش ضمیمه شود.

- سعی کنید روز ولنتاین یک جای متفاوت با هم قرار بذارید. کافی شاپ دیگه خیلی تکراری شده . پارک جمشیدیه ! یا یه جای جنگلی میتونه جای خوبی برای جشن گرفتن روز عشق باشه.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/11/25 توسط علی
عشق يعني مستي و ديوانگي


         عشق يعني با جهان بيگانگي


                   عشق يعني شب نخفتن تا سحر


                            عشق يعني سجده ها با چشم تر


                                      عشق يعني سر به دار آويختن


                                                 عشق يعني اشک حسرت ريختن


                                                           عشق يعني در جهان رسوا شدن


                                                            عشق يعني مست و بي پروا شدن


                                                       عشق يعني سوختن يا ساختن


                                                 عشق يعني زندگي را باختن


                                        عشق يعني انتظار و انتظار


                                 عشق يعني هرچه بيني عکس يار


                        عشق يعني ديده بر در دوختن


              عشق يعني در فراقش سوختن


    عشق يعني لحظه هاي التهاب


    عشق يعني لحظه هاي ناب ناب


             عشق يعني سوز ني ، آه شبان


                        عشق يعني معني رنگين کمان




                                 عشق يعني شاعري دل سوخته


                                           عشق يعني آتشي افروخته


                                                    عشق يعني با گلي گفتن سخن


                                                              عشق يعني خون لاله بر چمن


                                                                     عشق يعني شعله بر خرمن زدن


                                                                     عشق يعني رسم دل بر هم زدن


                                                             عشق يعني يک تيمّم، يک نماز


                                                    عشق يعني عالمي راز و نياز


                                           عشق يعني با پرستو پر زدن


                                  عشق يعني آب بر آذر زدن


                          عشق يعني چو*علی پا به راه


                عشق يعني همچو يوسف قعر چاه


        عشق يعني بيستون کندن به دست


   عشق يعني زاهد اما بُـت پرست


   عشق يعني همچو من شيدا شدن


       عشق يعني قطره و دريا شدن


                                     عشق يعني يک شقايق غرق خون


                                                             عشق يعني درد و محنت در درون


                                          عشق يعني يک تبلور يک سرود


    عشق يعني يک سلام و يک درود


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/10/29 توسط علی

خدا تورو ببخشه ...

به آرزوت رســـــــیدی ازم شـــــدی جـــــــدا

فکر نکن برای موندنت میشم دست به دعا

 

چقدر سخته که ببینی هرچی بین تو و دوستت اتفاق می افتاده

حتی تک تکه مکالمه هاتون به یه نفر گزارش می شده و خودت

خبر نداشتی !

چقدر سخته که بفهمی دوستی  رو که پیدا کردی تا تاآخر عمرت

بتونی مثه دیوار بهش تکیه کنی فکر میکردی فرشته ست اما

فقط لباس فرشته ها رو داشته !

سخته که بفهمی کسی رو که یه مدت تمامه وقت و زندگیتو

پاش گذاشتی دوستت نداشته و تمام مدت تورو فریب می داده

تا فکر کنی دوستت داره و می فهمی که اینقدر براش بی ارزش

بودی که حتی یه قدم هم برات بر نمی داشته چه برسه به این

که بخواد بهت بگه نرو !

 

اصلا خیلی سخته بفهمی راجع به دوستت چقدر اشتباه کردی !

 

با توام ... آره خودت ...

 

می دونی الان چقدر غصه می خورم واسه خودم و واسه تو ؟

هردومون خیلی اشتباه کردیم وگرنه الان وضع مون این نبود ...

 

هرچی رو که ببخشم یا فراموش کنم اما هرگز حرفای زشتی  رو

که به خاطره تو شنیدم رو نمی تونم  ...

خدا تورو ببخشه ... خدا تورو ببخشه

 

اگه دوستم نداشتی    اگه به جای مرهم غم رو دلم گذاشتی

 

خدا تورو ببخشه

 

که با دلم نبودی  حالا دارم می فهمم که هیچ کسم نبودی

 

آخه دلم می سوزه ...

 

دیگه برام مهم نیست منو به کی فروختی

 

ولی دلم می سوزه پای غریبه سوختی

 

خدا تورو ببخشه

 

اگه زندگی بدون تو اشتباهه ازین لحظه به بعد می خوام در

بزرگترین اشتباه به سر ببرم ...

 

دگر در هيچ جاي دنيا سراغي از تو نگيرم

 

خاطرات با تو بودن را به خاک سپردم

 

فقط روزهاي جمعه براي فاتحه به گورستان دلم

سر میزنم   


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/10/19 توسط علی

همیشه این گونه بوده است. کسی را که خیلی دوست داری زود از دست می دهی. پیش از آنکه خوب نگاهش کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرد و دور می شود. فکر می کردی می توانی تا آخرین روزی که زمین به دور خود می چرخد و خورشید از پشت کوه ها سرک می کشد در کنارش باشی. هنوز بعضی از حرفهایت را به او نگفته بودی. هنوز همه لبخندهای خود را به او نشان نداده بودی. همیشه این گونه بوده است. کسی که از دیدنش سیر نشده ای زود از دنیای تو می رود. وقتی به خودت می آیی که حتی ردی از او در خیابان نیست. فکر کردی می توانی با او به همه باغها سر بزنی و خرده های نان را به مرغابیهای تنها بدهی. هنوز روزهای زیادی باید با او به تماشای موجها می رفتی. هنوز ساعتهای صمیمانه ای باید با او اشک می ریختی. همیشه این گونه بوده است.وقتی دور و برت پر است از نیلوفرهای پرپر - خوابهای بی رویا و آینه های بی قاب - وقتی از هر روزی بیشتر به او نیاز داری ناباورانه او را در کنارت نمی بینی. فکر می کردی دست در دست او خنده کنان به آن سوی نرده های آسمان خواهی رفت و دامنت را از بوسه و نور پر خواهی کرد. هنوز پیراهن خوشبختی را کاملا بر تن نکرده بودی. هنوز ترانه های عاشقی را تا آخر با او نخوانده بودی. همیشه این گونه بوده است. او که می رود. او که برای همیشه می رود. آنقدر تنها می شوی که نام روزها را فراموش می کنی. از عقربه های ساعت می گریزی و هیچ فرشته ای به خوابت نمی آید. احساس می کنی به دره ای تهی از باران و درخت سقوط کرده ای. احساس می کنی کلمات لال شده اند - پلها فرو ریخته اند - کفشها پاره شده اند - دستها یخ کرده اند و پروانه ها سوخته اند. راستی اگر هنوز او نرفته است. اگر هنوز باد همه شمعهایت را خاموش نکرده است. اگر هنوز می توانی غزلی از حافظ برایش بخوانی. قدر تک تک نفسهایش را بدان و به فرشته ای که می خواهد او را از زمین به آسمان ببرد بگو: تو را به صدای گنجشکها و بوی خوش آرزوها سوگند می دهم او را از من نگیر.....


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/10/08 توسط علی

 تمامي سدها را به بهانه تو خواهم شکست



  
  تمامي راهها را هموار خواهم ساخت 



 به بهانه تو 



 امشب دلم ميخواهد 

 به كسي بگويم"" دوستت دارم.""

 تو نهراس و آنكس باش.

 بگذار با هر آنچه در توان دارم

 همين امشب به تو ثابت كنم كه دوستت دارم.

 بگذار برايت نقش آن دلباخته اي را بازي كنم كه

 لحظه اي دور از محبوب خويش زندگي را نميتواند.

 بگذار همچون معشوقي كه براي وصال معشوقش

 جان ميدهد برايت جان دهم.

 بگذار همين امشب پيش پايت زانو بزنم

 و تو را ستايش كنم.

 بگذار در تاريكي به تو لبخند بزنم.

 نگذار زمان از دستم برود

 و تو را درنيابم.

 ميخواهم بينديشي كه همين امشب

 غير از من كسي ديوانه تو نيست

 هرچند كه جاهلانه فكري باشد.

 كمي بيشتر با من

 و همين امشب بگذار خيال كنم

 كه جز تو كسي نيست.

 همين يك امشب را بگذار نقش بازي كنم.

 نقش حقيقت را.

 همان كه دور از تو بارها روبه روي آينه تمرين كرده ام.

 اي آخرين !


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/08/23 توسط علی

گفت بنويس گفتم با چه بنويسم قلم ندارم گفت با استخوانت بنويس گفتم مركب ندارم با چه بنويسم گفت با خونت بنويس گفتم ورق ندارم بر روي چه بنويسم گفت بر روي قلبت بنويس گفتم چه بنويسم گفت بنويس دوست دارم


کاش مي ديدم چيست آنچه از کلام تو تا عمق وجودم جاريست! صداي قلب تو را ،پشت آن حصار بلند هميشه مي شنوم من در آن لحظه که صداي موسيقي احساس تو را مي شنوم برگ خشکيده ي ايمان را در پنجه باد رقص شيطاني خواهش را در آتش سبز! نور پنهاني بخشش را در چشمه ي مهر مي بينم..... کاش مي گفتي چيست آنچه از کلام تو ، تا عمق وجودم جاريست


وقتي که گريه کرديم گفتن بچه است................. وقتي که خنديديم گفتن ديونه است.................. وقتي که جدي بوديم گفتن مغروره............................. وقتي که شوخي کرديم گفتن سنگين باش............................. وقتي که حرف زديم گفتن پر حرفه................................................... وقتي که ساکت شديم گفتن عاشقه................................................... حالا ام که عاشقيم مي گن گناه


سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده


ديدی غزلی سرود؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود
عاشق شده بود.
افتاد.شکست . زير باران پوسيد
آدم که نکشته بود .
عاشق شده بود


فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد


هميشه سعی کن با کسی دوست شوی که دلش بزرگ باشد.چون خودت را برای ورود به قلبش کوچک نکنی.


من به دنبال کسی ميگردم که غمش را با من تقسيم کند من دلم را با او و پس از آن هر دو با هم به تماشای بهار برويم.


دلم غمگين نگام ابري چشام بارون صدام ابري طلوع عشق من بي رنگ غروب گريه هام ابري منو دلتنگيه گريه به روي شونه هاي تو مي شم بارون دلتنگي مي بارم ازچشاي تو نمي خوام بي تودنيارو باگل ها وباگلدون هاش نمي خوام بي توفردارو باتابستون هازمستون هاش


اگه يه روز نشه که ديگه با تو باشم
برات می نويسم خدا نخواست ما با هم باشيم
ولی بدون اون روز روزه مرگ عشق منه


قد ۱۰۰ تا قابلمه با هرچی لب تو عالمه می بوسمت قبل همه. به شرطی که بهم بگی دوست دارم  يه عالمه. حالا دوسم داری يه عالمه؟


برو زير بارون دست تو باز کن .به تعداد قطرههاي باروني که گرفتي دوستم داري و به تعداد قطرههايي که نگرفتي دوست دارم


انگار ولگرد شده بودم به جستجوي نشاني ات به تمام جهان سر زدم اما نبودي به دور رفتم حتي به سرزمين خوشبختي در افسانه هاي پدربزرگ كه حقيقت نداشت هيچ كس نبود انگار تو هم ولگرد شده بودي


نظر دبيران در مورد عشق: دبير ديني:عشق يك موهبت الهي است. دبير ورزش:عشق تنها توپي است كه اوت نمي شود. دبير شيمي:عشق تنها اسيدي است كه به قلب صدمه نمي زند. دبير اقتصاد:عشق تنها كالايي است كه از خارج وارد نمي شود. دبير ادبيات:عشق بايد مانند عشق ليلي ومجنون محور نظامي داشته باشد. دبير جغرافي:عشق از فراز كوه هاي آسيا تيري است كه بر قلب مي نشيند. دبير زيست:عشق يك نوع بيماري است كه ميكروب آن از چشم وارد ميشود


هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود ، دري ديگر باز مي شود ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را نمي بينيم


براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش


 

فراموش مکن تا باران نباشد رنگين کمان نيست تا تلخي نباشد شيريني نيست و گاهي همين دشواري هاست که از ما انساني نيرومند تر و شايسته تر مي سازد خواهي ديد ، آ ري خورشيد بار ديگر درخشيدن آغاز مي کند


وقتی با 1 انگشت به سمت کسی اشاره مي کنی و مسخرش ميکنی اگه خوب به دستت دقت کنی 3 تا انگشتت به سمت خودته


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/08/17 توسط علی

 

يك بار خواب ديدن تو... به تمام عمر مي‌ارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوست دارم و تاوان آن هرچه باشد


براش بنويس دوست دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس


تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم


امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم


هرگز نديدم بر لبی لبخند زيباى تورا" "هرگز نمى گيرد كسى در قلب من جاى تورا"


با مداد رنگي روزه آمدنت را نقاشي ميکنم و جادهايه رفتنت را خط ختي! کسي برايه من نيست. بيا غلط هايه زندگيم را به من بگو و زيره اشتباهتم را خط بکش.بودنت مثله دريايي مرا در بر ميگيرد آنجا که تو هستي،مهيها هم نميتوانند بييند چه رسد به من..............................!!! کدام صبح ميايي؟ کدام چمدن ماله تست؟ کدام دست ترا به من ميرساند؟کدام رز ماله من ميشوي؟بيا که درده دلم را فقط تو ميفهمي


نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام


عشق بين دو نفر اين نيست كه هر دو زير باران خيس شوند عشق آن است كه يكي چتر شود براي ديگر... و ديگري هيچگاه نفهمد كه چرا خيس نشود


اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد، دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهميدم كه دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره، به يه قلب بي وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي شد اون كه از من پر گرفت چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه مال تو بود اگه لايق تو بود تورو تنها نمي ذاشت، با خودت جا نمي ذاشت... اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد


صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته


شب را دوست دارم بخاطر سكوتش سكوت را دوست دارم بخاطر آرامشش آرامش را دوست دارم بخاطر بودنش در تنهايي تنهايي را دوست دارم بخاطر بودنش در عشق و عشق را دوست دارم بخاطر دوست داشتنش


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/08/17 توسط علی

خدایا!

به من کمک کن

به من کمک کن تا عشق او را برای همیشه حفظ کنم،

خدایا!

من کمک کن تا عاشقانه ترین نگاه ها را در چشمانش

بریزم لطیف ترین کلمات را نثار قلب جوانش کنم.

خدایا من کمک کن تا در معبد عشق او بهترین و

شیرین ترین دعاگر باشم.

خدایا من کمک کن تا سرود عشق را به هنگام طلوع

 آفتاب هر بامداد بر لبانش جاری سازم ،آواز عشق را در

گوشش سر دهم ،

خدایا ! بگذار او نیز مرا همچون بتی در معبد عشق

بگذارد و پذیرا شود


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/08/14 توسط علی
سه - چهار دقيفه سكوت به احترام ورود اولين دلتنگي
 
مي دانم سهمي از روز آمدنت نخواهم داشت
 
ديشب جاي آخرين نگاهت را ،
 
در انتهاي چشمانم به خاك سپردم
 
كه براي تقديري اينچنين زخمي
 
يك علامت سؤال، جواب تمام بودنها بود .

من در تو ناتمام مانده ام
 
كه براي گذشت از تمام مرزهاي وجودت
 
باز خواب بودنت را ديده بودم

 
خواب ديده بودم
 
هنوز پشت آن ديوارهاي كاهگلي
 
به بهانه بازيهاي كودكانه
 
از من پنهان ميشدي
 
اما پس چرا سهم تو از مستي اين دو استكان ترك خورده
 
در پيش من به يادگار مانده است

 
ميدانم براي آن وقت مرا در خواب نديده اي...
__________________
 
خوشا عشقو خوشا خون جگر خوردن
 
 
خوشا رفتن خوشا از عاشقی مردن
 
 
ASEMONI من تو را به KHANOMY قبول دارم و با تو Misagh می بندم که sheydayat بمانم.

ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/07/24 توسط علی

             بنال ای ساز عشق....

 

بنال ای ساز عشق !

 


که دلم بسیار گرفته است. دلتنگم دلتنگ برای دلبرده ام و صدای

 

جیرجیرکها غم تنهایی ام را صد چندان می کنند.


اینجا از دوست خبری نیست. اینجا عشاق را به دار می آویزند و

 

مهربانان را بر گیوتین می اندازند.

 

حرمت عشق را شکسته اند و نمی دانند تو ای ساز عشق

 

چگونه می نوازی.

 

روزگاری بی صدای عشق نفسهایم را می شمردم که بیکار

 

نباشم. امروز با عشق همنفسم در دیاری که نفسها تکرار سنگین

 

و امتداد بلند دارند. غزل آشفتگی ام را نمی دانم برای که بخوانم و

 

نقش تنهاییم را بر چه بکشم.

 

و پیش از این غزل من برکه ای را می دانستم که به رویش می شد

 

نقاشی کشید و چه گذشت...

 

اکنون صدایم اسم توست و نقش همه رویایم را بوی تو می سراید و

 

در چشمانم نگاه توست و در قفس سینه دیگر دلی نیست که غوغای

 

خاموش غروب را بفهمد و چشمک ستاره با جیرجیر شب چه موزون

 

است و صدای جیرجیرکها غم تنهایی ام را صد چندان می کنند


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/07/12 توسط علی

چشمان خسته ام 
        در ظلمت سکوت 
                 در ازدحام اشک
                          در تلخی دروغ
                                 در انزوای عشق 
                                          در پاکی غروب
                                                  در سردی زوال
                                                          در سرخی قلوب
                                                                    در سبزی بهار
                               در انتظار توست
 

روح شکسته ام 
     در سایه ی درخت 
          آن تک درخت پیر 
              کو مانده سر به زیر ؛
                   در سوگ همرهان 
                         آن همرهان که در
                               گوری بخفته اند 
                                     گرمای زندگی 
                                           با خود ببرده اند ؛
                                                در سوز عاشقان
                                                     آن عاشقان که در 
                                                          تکرار لحظه ها 
                                                                هر لحظه بیشتر 
                                                                     در خود بمرده اند ؛
                               در انتظار توست ...


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/06/30 توسط علی

خيلي سخته چيزي رو كه تا ديشب بود يادگاري

صبح بلند شي و ببيني كه ديگه دوسش نداري

خيلي سخته كه نباشه هيچ جايي براي آشتي

بي وفا شه اون كسي كه جونتو واسش گذاشتي

خيلي سخته تو زمستون غم بشينه روي برفا

مي سوزونه گاهي قلب و زهر تلخ بعضي حرفا

خيلي سخته اون كسي كه اومد و كردت ديوونه

هوساش وقتي تموم شد بگه پيشت نمي مونه

خيلي سخته اگر عمر جادوي شعرت تموم شه

نكنه چيزي كه ريختي پاي عشق اون حروم شه

خيلي سخته اون كه مي گفت واسه چشات مي ميره

بره و ديگه سراغي از تو ونگات نگيره

خيلي سخته تا يه روزي حرفهاي اون باورت شه

نكنه يه روز ندامت راه تلخ آخرت شه

خيلي سخته كه عزيزي يه شب عازم سفر شه

تازه فرداي همون روز دوست عاشقش خبر شه

خيلي سخته كه دلي رو با نگات دزديده باشي

وسط راه اما از عشق يه كمي ترسيده باشي

خيلي سخته كه بدونه واسه چيزي نگراني

از خودت مي پرسي يعني مي شه اون بره زماني؟

خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي

اما وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جدا شي

خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه

بعد به اون بگي كه چشمات نمي خواد اون رو ببينه

خيلي سخته كه ببينيش توي يك فصل طلايي

كاش مجازات بدي داشت توي قانون بي وفايي

خيلي سخته كه ببيني كسي عاشقيش دروغه

چقدر از گريه اون شب چشم تو سرش شلوغه

خيلي سخته و قشنگه آشنايي زير بارون

اگه چتر نداشته باشي توي دستا هردوتاشون

خيلي سخته تا هميشه پاي وعده ها نشستن

چقدر قشنگه اما واسهي كسي شكستن

خيلي سخته واسه ي اون بشكنه يه روز غرورت

اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت

خيلي سخته بودن تو واسه ي اون بشه عادت

ديگه بوسيدن دستات واسه اون نشه عبادت

خيلي سخته چشماي تو واسه ي اون كسي خيسه

كه پيام داده يه عمر واسه تو نمي نويسه

خيلي سخته كه دل تو نكنه قصد تلافي

تا كه بين دو پرستو نباشه هيچ اختلافي

خيلي سخته اونكه ديروز تو واسش يه رويا بودي

از يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودي

خيلي سخته بري يك شب واسه چيدن تاره

ولي تا رسيدي اونجا ببيني روز شد دوباره

خيلي سخته كه من و تو هميشه با هم بمونيم

انقدر عاشق كه ندونن ديوونه كدوممونيم


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/06/30 توسط علی
 

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...

چون دنيا يه روز تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل گلی...

چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...

نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...

چون شب هم بالاخره تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...

چون اب که هميشه پاک نميمونه...

نميخوام بگم که دوستت دارم...

چون منکه اصلا دوستت ندارم...

بلکه من عاشقتم...

چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بودن...


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/06/30 توسط علی

مرغ باغ تنهايی عشقم

 

پر پرواز ندارم

 

 

پاي حركتم فلج است

 

 

اما...

 

 

قلبی از باور احساس و محبت دارم

 

 

باورم كن كه حضور نفس گرم دلت

 

 

نقش هر لحظه ی تنهايی هاست

 

 

بوی بودن به سرای قلبت

 

 

پر از ترنم باران بهاری بر خاك

 

 

كهكشان نيست اميد دل من

 

 

چشم تو روشنگر شب های من است

 

 

باران می آيد

 

 

سيل خواهد آمد

 

 

اما...

 

 

هيچ كدام به طراوت اشك های پاكت نيست

 

 

باورم كن همه ی باور عشقم

 

 

باورم كن تا كه يارای بودن باشم

 

 

            باور تو ياور باورهای من است


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/06/30 توسط علی

 پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
خواهر کوچکم از من پرسيد
من به او خنديدم
کمي آزرده و حيرت زده گفت
روي ديوار و درختان ديدم
باز هم خنديدم
گفت ديروز خودم ديدم
مهران پسر همسايه
پنج وارونه به مينو ميداد
آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد
بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم
بعدها وقتي غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بي گمان مي فهمي
- پنج وارونه چه معنا دارد



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/06/16 توسط علی

واي، باران؛ باران؛
شيشه پنجره را باران شست.
از دل من اما،
چه کسي نقش تو را خواهد شست؟
من شکو فائي گلهاي اميدم را در روءياهامي بينم،
و ندائي که به من مي گويد:
"گر چه شب تاريک است
دل قوي دار،
سحر نزديک است
از گريبان تو صبح صادق، مي گشايد پر و بال.
تو گل سرخ (نازنين)مني، تو گل ياسمني
تو مثل چشمه نوشين کوهساراني
تو مثل قطره باران نو بهاراني،تو روح باراني
تو چنان شبنم پاک سحري؟
- نه، از آن پاکتري.
تو بهاري؟ نه،-بهاران از توست.
از تو مي گيردوام، هر بهار اينهمه زيبايي را.
گل به گل،سنگ به سنگ اين دشت
يادگاران تواند.
رفته اي اينک و هر سبزه و سنگ
در تمام در و دشت سوکواران تواند.
در دلم آرزوي آمدنت مي ميرد
رفته اي اينک،اما آيا باز بر مي گردي؟
چه تمناي محالي دارم خنده ام مي گيرد!
در ميان من و تو فاصله ها ست.
گاه مي انديشم،
-مي تواني تو به لبخندي اين فاصله را برداري!
تو توانائي بخشش داري.
دستهاي تو توانائي آن را دارد؛
-که مرا، زندگاني بخشد.
وتو چون مصرع شعري زيبا،
سطر برجسته اي از زندگي من هستي.
من در آئينه رخ خود ديدم، و به تو حق دادم.
آه مي بينم،مي بينم
تو به اندازه تنهائي من خوشبختي
من به اندازه زيبائي تو غمگينم
آرزومي کردم،
که تو خواننده شعرم باشي.
-راستي شعر مرا مي خواني؟-
نه،دريغا،هرگز،
باورم نيست که خواننده شعرم باشي.
- کاشکي شعر مرا مي خواندي!-
وقتي تو نيستي، خورشيد تابناک،
شايد دگر درخشش خود را،
و کهکشان پير گردش خود را
از ياد مي برد. و هر گياه،
از رويش نباتي خود، بيگانه مي شود.
افسوس!
آيا چه کسي تو را،
از مهربان شدن با من، مايوس مي کند؟
اي مهربان من،
من دوست دارمت؛
چون سبزه هاي دشت
چون برگ سبز رنگ درختان نارون.
اي قامت بلند مقدس،تنديس جاودان،
اي مرمرسپيد،
اي قامت بلند اي از درخت افرا
گردنفرازتر
از سرو سربلند بسي پاکبازتر
اي آفتاب تابان
از نور آفتاب بسي دلنوازتر
اي پاک تراز برفهاي قله الوند،
تو ،با نوشخند مهر،با واژه محبت،
فرسوده جان محتضرم را ز بند درد
آزاد مي کني.
وبا نوازشت،اين خشکزار خاطره ام را،
آباد مي کني.
اي مرمر بلند سپيد،اي پاکي مجرد پنهان
مهر سکوت را ،زين سنگواره لب سرد ساکتت
-بردار
اي آفريده من،با واژه هاي ناب
در معبد خيالي خود ساختم تو را.
اما،اي آفريده من!
-نه، اي خود تو آفريده مرا،
-اينک،
با من چه مي کني؟؟؟؟؟؟!!!!!!
اي بلند اندام،سياه جامه به تن،دلبر دلير، آن شير
بيا که ديده من
به جستجوي تو گر از دري شده نوميد
گمان مدار که هرگز
-دري دگر زده است
در انتظار اميدم،در انتطار اميد
طلوع پاک فلق را،چه وقت آيا من
به چشم- غو طه ورم در سرشک-
خواهم ديد؟؟؟!!!
تو اي گريخته از من! حصار خلوت تنهايي مرا بشکن
به من بتاب،که سنگ سرد دره ام
که کوچکم،که ذره ام
مرا ز شرم مهر خويش آب کن
مرا به خويش جذب کن،مرا هم آفتاب کن.
دوباره با تو نشستن
- دوباره آزادي؟
مگر به خواب ببينم،
- شبي بدين شادي
اگر تو باز نگردي،به طفل ساده خواهر
که نام خوب تو را
زنام مادر خود بيشتر صدا زده است
چگونه با چه زباني به او توانم گفت:"که بر نمي گردي"
ونام خوب تو در ذهن کودک معصوم
تصوري ست هميشه،
هميشه بي تصوير،هميشه بي تعبير
دوباره با من باش! پناه خاطره ام
اي دو چشم،روشن باش!(فانوس روشن باش)
من ندانم که کيم ،من فقط مي دانم
که تويي،شاه بيت غزل زندگيم


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/06/16 توسط علی
دستت رو بگذار روی قلبت، اين ساعت عمرت که داره تيک تيک ميکنه... جالبه... همونی که بهت زندگی ميده برات شمارش معکوس رو شروع کرده..............

..................................................................

عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري ... دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري ... من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم ... شر م دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام.............

..................................................................

انسان با سه بوسه تکميل مي شود 1-بوسه مادر که با آن با يه عرصه خاکي مي گذاري 2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني 3- بوسه خاک که با ان با به عرصه ابديت مي گذاری.....................

..................................................................

به غم کسي اسيرم که ز من خبر ندارد ... عجب از محبت من که در او اثر ندارد ... غلط است هر که گويد: دل به دل راه دارد ... دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد..................

..................................................................

من تو صحرا

تویی یک سبد گل یاس که تو قلب من نشستی
شیشه بهونه هامو زدی با نگات شکستی
تو عزیز و مهربونی تو عروس آسمونی
عهد عاشقونه بستی تا ا بد با من بمونی
بریم از دیار غربت بین آسمون و دریا
بسازیم کلبه عشقو با تموم آر زوها............

...................................................

من تو صحرا سوت و کورم تو چو دریا من سرابم
چون شقایق عاشق اما خوشه چین آفتابم
من چو جام زندگی بخش توی دست رمز و رازم
تا بجویم راز هستی در نشیب و در فرازم
من یه قطره توی دریا بی تفاوت در نظرها
من امید هر مسافر چون ستاره تو سفرها
هر چه هستم ، هر چه باشم تو غمت اسیر دردم
اگه سبزم رو درختا یه روزی یه برگ زردم .............


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/06/12 توسط علی

عزیزم این قلب کوچکم تنها برای تو می تپد

این چشمهای بی گناهم برای تو اشک می ریزند و این تن خسته ام به عشق تو زنده است.... 

به قلب کوچک و گویا شکسته ام عشق بورز که برای تو می تپد.....

خون عاشقی را با محبت هایت در رگهای خشکم بریز و به من جانی تازه ببخش ..... 

مرا نوازش کن ٬ مرا آرام کن ٬ بیا و به من بگو که مرا دوست میداری ٬

اگر بارها گفته ای باز تکرار کن عزیزم.... 

مرا از دلتنگی هایم رها کن و همیشه در کنارم باش تا دیگر چشمهایم بهانه تو را نگیرند ! 

به عشق تو زنده ام ٬ به امید تو نفس می کشم ٬ اگر روزی بخواهی عشق و امیدم 

 را از من بگیری دیگر مجالی برای زندگی نخواهد بود! 

عزیزم تو تنها آرزوی منی ٬ با من بمان ٬عاشقتر از همیشه نیز بمان تا من 

 نیز به تنها آرزویم که رسیدن به تو می باشد برسم.... 

در دریای زندگی به عشق تو روبروی امواج خشمگین دریا ایستاده ام ٬ تو که نباشی 

 در این دریا غرق خواهم شد ٬پس بیا و قایق نجات من باش عزیزم ٬

و مرا در برابر امواج بی محبتی ها و تنهایی ها

نجات بده و تنها سر پناه برای من باش....دیگر نمیخواهم تویی که به سختی 

 به دست آورده ام ٬ به آسانی و در یک لحظه مثل  

عشق های پوچ این زمانه از دست بدهم! 

عزیزم از تمام دار و ندارم در این دنیا تنها یک قلب کوچک را دارم که در سینه ام به عشق تو

میتپد .... با آن باش ٬ همیشه و همیشه با عطر نفسهایت ٬ خون عاشقی ات کاری کن 

 قلبم که تنهای تنها برای تو هست به عشق و به امید تو تا ابد بتپد! 

قلبم را نشکن که اگر اینبار شکست ٬ شیشه عمر من نیز شکسته خواهد شد.... 

عزیزم این قلب کوچکم تنهای تنها برای تو میتپد و من عاشق نیز تنها به عشق تو زنده ام....

                                            


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/05/27 توسط علی
کسي ديگر نمي کوبد
در اين خانه ي متروک ويران را

کسي ديگر نمي پرسد
چرا تنهاي تنهايم

منبع : تندیس کردستان

و من چون شمع ميسوزم
و ديگر هيچ چيز از من نمي ماند

و من گريان و نالانم
و من تنهاي تنهايم

درون کلبه ي خاموش خويش
اما کسي حال من غمگين نمي پرسد

و من درياي پر اشکم
که توفاني به دل دارم

درون سينه ي پر جوش خويش
اما کسي حال من تنها نمي پرسد

و من چون تک درخت زرد پاييزم

 


که هر دم با نسيمي ميشود

برگي جدا از او
و ديگر هيچ چيز از من نمي ماند 

 


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/05/23 توسط علی
 

آخرین نامه

 

 

 

دلم می خواد یه چیزی رو بدونی

 

دیگه نه عاشقی نه مهربونی
 
 

منم دیگه تصمیمم رو گرفتم

 
اصلا نمی خوام که پیشم بمونی

 

دیشب که داشتم فکرام و میکردم 

 

دیدم با تو تلف شده جوونی

 

یه جا یه جمله ی قشنگی دیدم

  
عاشقو باید از خودت برونی

 
چه شعرایی من واسه تو نوشتم

 
 تو همه چیز بودی جز آسمونی

 
یادت میاد منتم رو کشیدی ؟

 
تا که فقط بهت بدم نشونی ؟

 
یادت می اد روی درخت نوشتی
 

 تا عمر داری برای من می خونی ؟

 
یادت میاد حتی سلام من رو

 
 گفتی به هیچ کس نمی رسونی

 
 حالا بیار عکسامو تا تموم شه

  
 اگر که وقت داری اگه می تونی

 نگو خجالت می کشی می دونم

 
تو خیلی وقته دیگه مال اونی

 

خوش باشی هر جا که می ری الهی

 

واست تلافی نکنه زمونی

 

 

...

مریم حیدرزاده


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/05/19 توسط علی

ديدی                                عشقی

نبود در تار و پودش           ديدی گفت عاشقه عاشق

  نبودش     

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردی نمونده پيشت، ديدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جای كفتر و  گنجشك  كلاغای

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توی دنيای خاموشی  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشی  ،  شده كارش فراموشی  ،  ديگه  بارون  نمی

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستی  توی  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم كه تو می دونی،سرخاك

تو می ميرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گيرم

دل از

تو


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/05/19 توسط علی

به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم

 

داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به

 

خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "بخاطر تو"

 

با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به

 

خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود

 

گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ 86/05/16 توسط علی